مطالب و اطلاعیه ها

  تاریخ انتشار : ۰۹:۵۳ ۱۳۹۸/۰۷/۰۸

  دسته : مطالب آموزشی

  دفعات بازدید : 55

منبع استرس و اضطراب و راههای رفع آن

بیش‌تر مردم تفاوت استرس و اضطراب را نمی‌دانند و گمان می‌کنند هر دو یک چیز هستند. استرس و اضطراب دو اختلال روانی جدا از هم هستند. اما بسیاری از مردم میان این دو اختلال تفاوتی نمی‌بینند. شاید دلیل این‌که مردم تفاوتی بین استرس و اضطراب نمی‌بینند این باشد که نشانه‌های جسمانی که در هنگام استرس و اضطراب حس می‌کنند همسان است. می‌بینید مردم واژه‌هایی مانند استرس سخنرانی و اضطراب سخنرانی را به کار می‌برند؛ اما آیا می‌توان این واژه‌ها را به جای هم به کار برد؟ در این نوشته شما را با تفاوت استرس و اضطراب آشنا خواهم کرد تا بتوانیم مرز میان این دو اختلال روانی مهم را بشناسیم.
 

منبع استرس و اضطراب
روشن‌ترین فرق استرس و اضطراب این است که استرس دلیل روشنی دارد. در حالی که دلیل روشنی برای اضطراب نداریم. هنگامی که کسی می‌گوید دچار نگرانی است و این نگرانی و ترس دلیل روشنی دارد که فرد به آن آگاه است؛ می‌گوییم که او دچار اختلال استرس شده است. اما هنگامی که نگرانی و دلشوره‌های فرد بدون دلیل است و فرد دلیل درستی برای آن ندارد؛ فرد دچار اختلال اضطراب شده است. پس تا این‌جا دانستیم که استرس سخنرانی، استرس آزمون دانشگاه، استرس رانندگی درست است و نمی‌توان برای چنین چیزهایی از واژه‌ی اضطراب بهره گرفت.
استرس در صورتی که کم باشد خوب است اما اضطراب بد است. استرس می‌تواند مثبت باشد در حالی که اضطراب ویژگی مثبتی ندارد. دانشجویی را فرض کنید که باید برای آزمون دانشگاهش آماده شود. او به خاطر این‌که نگران است نمره‌ی خوبی نگیرد دچار استرس می‌شود. این احساس استرس باعث می‌شود فرد درس خواندن و آماده شدن برای آزمونش را جدی‌تر بگیرد. در نتیجه نمره‌ی خوبی به دست خواهد آورد. البته همان‌گونه که پیش‌تر هم گفته شد استرس به میزان کم خوب است اما اگر استرس برای دراز مدت و شدید باشد فرد دچار اختلال استرس شده است و باید برای روان‌درمانی پیش روان‌شناس برود.

استرس پیش از اضطراب پدید می‌آید و همان‌گونه که گفتم دلیل آن روشن است. فرد نسبت به دلیل استرس آگاهی دارد. ممکن است فرد تلاش کند که با بهره‌گیری از مکانیزم‌های دفاعی روانی، اثرات عوامل استرس‌زا را کم و استرس را مدیریت کند. در چنین حالتی استرس تا اندازه‌ای کاسته و فراموش می‌شود ولی ممکن است در دراز مدت زمینه‌ساز اضطراب شود. هنگامی که اختلال اضطراب در فرد شکل بگیرد او آگاهی درستی از این ندارد که اضطرابش در نتیجه‌ی عوامل استرس پدید آمده است. پس استرس می‌تواند زمینه‌ساز اضطراب شود.
تابحال خیلی از افرادی که با مشکل افسردگی و اضطراب زندگی شان فلج شده بود توانسته اند به نحوی این مشکلات را رفع کرده و آرامش را به زندگی برگردانند. ابرهای تیره افسردگی کم رنگ شده و بار سنگین اضطراب سبک تر. آن ها از این ۳ روش برای شروع استفاده کرده اند. خوبی این ۳ روش سادگی آن هاست که هیچگونه عوارضی ندارد و این ویژگی باعث می شود راحت تر به آن ها متعهد شوید. در ابتدا باید بدانید که هنگام افسردگی و اضطراب چه اتفاقاتی برای بدن می افتد. بعد از این که این مشکل فیزیکی را درک کردید می توانید آن را شکست دهید. تصور کنید ۲ سطل در بدن دارید. یکی برای هورمون های استرس (کورتیزول و آدرنالین) و دیگری برای انتقال دهنده های عصبی حس خوب (این ها پیام رسانان مغز مسئول روحیه هستند) یک تعادلی بین این دو سطل وجود دارد که می توانند همدیگر را تکمیل کنند و در بدن ایجاد آرامش کنند. ما به این تعادل توازن هورمونی می گوییم.

 زمانی که مضطرب و استرسی هستید سطل هورمون استرس پر می شود و به حدی می رسد که برای بدن دیگر قابل مدیریت نیست و سطل انتقال دهنده های عصبی حس خوبی نیز خالی می شود و به حدی می رسد که دیگر نمی تواند کار کند. این اتفاق تعادل هورمونی را از بین می برد و با از بین بردن آرامش باعث ایجاد نشانه های افسردگی و اضطراب در بدن می شود. به همین دلیل است که گاهی اوقات بی دلیل احساس استرس و اضطراب می کنید و نمی توانید از این حالت بیرون بیایید. مطمئنا نمی توانید این مشکل عدم تعادل هورمونی را در یک لحظه رفع کنید پس زیاد به خودتان سخت نگیرید. در ابتدا باید آسیبی که در توازن هورمون ها ایجاد شده را معکوس کنید و در مرحله بعد نشانه های آن را کمتر کنید. برای این کار باید از محرک های سبک زندگی استفاده کنید. این محرک ها هم سلامت ذهن را تقویت می کنند و هم باعث کاهش نشانه های افسردگی و اضطراب می شوند. در واقع این ها تغییرات و فاکتورهای منحصر به فردی در سبک زندگی هستند که می توانید به آن ها به عنوان گام های کوچکی برای از بین بردن آسیب های وارد شده بر توازن هورمونی نگاه کنید. این محرک ها خیلی سریع تر از روان درمانی های سنتی نتیجه می دهند زیرا این ریشه و دلیل جسمی این نشانه ها یعنی توازن هورمونی را ترمیم می کنند. در ادامه به چند راهکار که در کاهش استرس و اضطراب کمک می کنند اشاره می کنیم.


ورزش استرس محور

ورزش های استرس محور ورزش هایی هستند که اضطراب و افسردگی را کاهش می دهند. همه ورزش ها نوعی فشار و استرس روی بدن هستند. بنابراین بدن خودش را با این استرس وفق می دهد در نتیجه هورمون های استرس را کاهش می دهند. با این ورزش ها در طول زمان هورمون های استرس کاهش پیدا کرده و تعادل هورمونی بدن تقویت می شود.
برای این کار باید ورزش های سنتی را کنار گذاشته و ورزهای انعطافی انجام دهید. این ورزش ها هم با تمرین های سنتی متفاوت هستند و هم کوتاه تر در زمان های ۱۰، ۲۰ و ۳۰ دقیقه ای. این تمرین ها به بدن فرصت می دهند تا خودش را با استرس ورزش وفق داده و هورمون های استرس بدن را تخلیه کند.
 
اجتناب از غذاهای محرک منفی
 غذاهایی که می خوریم دائما روی هورمون ها، انتقال دهنده های عصبی و سیستم عصبی تاثیر می گذارند. این ۳ سیستم در واقع ۳ نیروی بدن هستند که قادرند با عملکرد درست توازن هورمونی بدن را متعادل کنند. برای این که بتوان با عملکرد درست این ۳ نیرو نشانه های افسردگی و اضطراب را از بین برد باید غذاهای روحیه بخش مصرف کرد و قانون اجتناب از غذاهای محرک منفی را رعایت کرد. این ها غذاهایی هستند که ۳ نیروی بدن را مهار کرده و در تعادل هورمونی بدن تاثیری منفی می گذارد. بعضی از این غذاها بسیار معروف هستند: کربوهیدرات ساده و شکر در قند خون بالا و پایین ایجاد می کند و این باعث می شود هورمون های استرس بدن افزایش پیدا کند. غذاهای پردازش شده نیز روی این ۳ نیرو فشار وارد می کنند و مانع عملکرد صحیح آن ها می شوند. متاسفانه این غذاهای محرک منفی بسیار زیاد هستند و برخی از آن ها پشت بازاریابی های هوشمندانه مخفی شده اند.
 
مشوق های انگیزشی روزانه
  سومین محرک که باعث ثبات و تکمیل دو مورد قبلی می شود ایجاد مشوق های انگیزشی روزانه است. آن ها را هر روز روی کاغذ بنویسید تا به شما در آن روز دائما انگیزه بدهد و مشوق تان باشد. در واقع این مشوق ها به نوعی نتیجه دو محرک قبلی هستند. به عنوان مثال: انرژی من را بیشتر کن، خسته و کوفته نباش، استرس نداشته باش، حس اضطراب را در من کم کن. وقتی انگیزه کم می شود و احساس می کنید با این ورزش های ۱۰ دقیقه ای فقط خودتان را اذیت می کنید و تصمیم می گیرید غذاهای محرک منفی بخورید به این مشوق های انگیزشی نگاه کنید و دلیل استفاده از این محرک های سبک زندگی را به خاطر بیاورید.
 خوبی این محرک های سبک زندگی این است که تحت کنترل آن ها هستید و دقیقا برعکس روش های درمانی دیگر قادر به خود کنترلی هستید. حس خودکنترلی برای یک فرد مضطرب بسیار مهم است.